دو سال با تو بودن گذشت
گل پسرم سلام.دردت به جونم ديگه حسابي بزرگ شدي مامان. دو سال گذشت.با فراز و نشيباش هم خوشي داشت هم سختي. هم خيلي كارا كردي كه ناراحت و اذيت شدم،هم خيلي كاراي بامزه و شيرين زبوني داري،طوري كه فقط ميخوريمت. خيلي چيزا ياد گرفتي.خيلي حرف زدنت خوب شده. هنوزم سخت ميخوابي.خيلي خوب غذا نميخوري.هنوزم شير ميخوري.متاسفانه هنوز نتونستم از شير بگيرمت. امروزم نميتونم برات جشن تولد بگيرم.ميخوايم بريم سر خاك.الان قصر شيرين هستيم.از ديشب اينجاييم.بعد از صبحونه انشاالله ميريم نفت شهر سر خاك. انشاالله فردا شب يه مراسم كوچيك برات ميگيرم.كيك سفارش دادم برات.ولي وقت آتليه نگرفتيم هنوز.همشم تقصير باباته. انشاالله تو يه پست ديگه كاراي ماه گذشتتو...
نویسنده :
مامان
8:05



